چرا موفق نمی‌شویم؟ چرا موفق نیستم؟

چرا موفق نمی‌شوم؟

موضوع عجیبی است! ما می‌دانیم در زندگی‌مان دست‌آورد خوبی نداریم؛ می‌دانیم اگر به‌اندازه‌ی کافی تلاش کنیم، به موفقیت‌های چشمگیر می‌رسیم؛ اما کار درست را انجام نمی‌دهیم، یا بهتر بگویم کاری انجام نمی‌دهیم. واقعاً چرا؟ مشکل از کجاست؟ چرا ما تغییر نمی‌کنیم؟ چرا موفق نیستیم؟

 

به شکست عادت کردند

متأسفانه خیلی از ما به‌خاطر عادت‌هایمان نمی‌توانیم تغییرات مثبتی در زندگی‌مان ایجاد کنیم؛ مثلاً تصور کنید فردی سی سال تفکر منفی و پیشگویی ذهنی داشته خُب قبول کنید ترک بعضی عادت‌ها برای برخی از آدم‌ها دشوار است؛ اما بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه. بنابراین، «عادت‌های اشتباه» یکی از جواب‌های سؤال «چرا موفق نمی‌شویم؟» است.خیلی از افراد به شکست عادت کرده‌اند.

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم …… سرزنش‌ها گر کُند خارِ مغیلان، غم مخور!

 

این دو ویژگی برای بیچاره شدن کافی است

غرور:

بسیاری از ما به‌ خاطر غرور بیجایمان نمی‌خواهیم خودمان را اصلاح کنیم و بهتر شویم. این اتفاق در سنین بالا بیشتر رخ می‌دهد؛ مثلاً شخصی که سن بیشتری دارد، قبول نمی‌کند کارش اشتباه است، چه برسد به اینکه بخواهد تغییری در خودش ایجاد کند.غرور بیجا باعث می‌شود حس شاگردی و آموختن را ازدست‌بدهیم. اگر اطلاعاتمان را لیوان آب درنظربگیریم، چطور ممکن است وقتی آن را پُر می‌دانیم، به آن بیفزاییم؟ بنابراین، باید ظرف وجودی‌مان را خالی کنیم تا پذیرنده‌ی حرف‌ها و بحث‌های جدید باشیم.

لجبازی:

آدم‌های لجباز باوجوداینکه می‌دانند با ایجاد تغییر در رفتارشان، اتفاق‌های بهتری را تجربه می‌کنند، نمی‌خواهند تلاش کنند و زیر حرفشان بزنند.آنها خودشان خوب می‌دانند که بزرگترین مانع همان لجبازی خودشان است اما باز هم…

 

امام رضا(علیه‌السلام) در این زمینه فرموده‌اند: «عاقل کسی است که با هرکس برخورد کرد، بگوید او بهتر و پرهیزکارتر از من است؛ زیرا مردم دو دسته‌اند؛ گروهی واقعاً بهتر و پرهیزکارتر از او هستند و گروهی بدتر و پَست‏تر. وقتى شخصى را دید که از او بدتر و پست‏تر است، بگوید شاید خوبىِ او در باطنش است و پنهانبودن خوبی‌اش به نفع اوست و خوبى من آشکار است و شاید این به ضرر من است؛ اما وقتى کسى را دید که از او بهتر و پرهیزکارتر است، در مقابلش تواضع نماید تا به او برسد. اگر چنین کند، مقامى ارجمند می‌یابد، به نیکى از او یاد مى‏شود و برتر از اهل زمان خویش می‌گردد» (تحفالعقول، صفحه‌ی 443)

 

اگر از هیچ چیز نمی‌ترسیدید؟

گاهی از تغییر می‌ترسیم و به همین آب‌باریکه راضی هستیم. می‌ترسیم اگر تغییری به‌وجودبیاوریم، اوضاع به‌هم‌بریزد و کنترل کارها از دستمان خارج شود. به قول ناپلئون بناپارت: «اگر می‌خواهی آتش را خاموش کنی، اول باید به آن نزدیک شوی.» همچنین، امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «بهترین راه برای مقابله با ترس، روبه‌روشدن با آن است.»
بهترین راه برای رهایی از ترس این است که به مرگتان فکر کنید! باور کنید خیلی از کسانی که فوت می‌کنند، عزرائیل از قبل برایشان نامه نفرستاده است! شاید خیلی از آن‌ها هم می‌خواستند تغییر کنند، شاید آن‌ها هم از تغییر می‌ترسیدند.واقعا اگر نمی‌ترسیدید چه کارهایی انجام می‌دادید؟

 

کمبود امکانات نباید جلوی شما را بگیرد

اگر کسی بخواهد کاری را انجام دهد، راهش را پیدا می‌کند و اگر نخواهد، بهانه‌اش را. امکانات نداریم، مملکت خراب است، دولت بی‌توجه است و…قطعا برای موفقیت زیر ساخت اجتماعی و داشتن امکانات بی‌تاثیر نیست. اما نباید این اتفاق باعث شود افراد این موضوع را بهانه‌ای برای عدم تلاش قرار دهند.ما باید یاد بگیرم فرصت‌جو باشیم و اتفاقاً از تهدیدها و کمبود امکاناتی که داریم، به نفع خودمان استفاده کنیم

 

بچه‌ای آرزو داشت جودوکار شود؛ اما پدرش بهخاطر خطرهای این ورزش به او اجازهی این کار را نمی‌داد. مدتی بعد، کودک بر اثر تصادف دست چپش را از دست داد و پدرش برای اینکه به فرزندش روحیه دهد، با مشقت و سختی استاد پیر جودوکاری را پیدا کرد تا پسرش جودو را شروع کند. اتفاق عجیبی افتاد، پسر در همه‌ی مسابقه‌ها به پیروزی می‌رسد و قهرمان شهرشان می‌شود. پدر با خوشحالی و تعجب نزد استاد می‌رود و علت موفقیت پسرش را می‌پرسد. استاد می‎‌گوید: «من فنی را به پسرت یاد دادم که برای دفاع از این حرکت، باید دست چپ را می‌پیچاند؛ اما پسر تو دست چپ نداشت و این یعنی تبدیل تهدید به فرصت.»

 

من از قضاوت مردم خیلی می‌ترسم

بسیاری از افراد تغییر نمی‌کنند؛ چون می‌ترسند مردم آن‌ها را مسخره کنند یا نظرشان دربارهی آن‌ها عوض شود. مثلاً با خودشان می‌گویند من تا امروز لبخند روی لبم نبوده و اگر بخواهم از فردا در محل کارم لبخند بزنم، مردم نمی‌گویند طرف دیوانه شده است؟! حالا داستانی را برایتان تعریف می‌کنم که حتماً از‌ آن لذت می‌برید.

ریشه‌ی ضرب‌المثل «درِ دروازه را می‌شود بست؛ ولی درِ دهان مردم را نمی‌شود بست.» از داستان معروف «لقمان حکیم» و فرزندش است. لقمان و پسرش در راهی می‌رفتند. لقمان سوار بر خر بود و پسرش پیاده. مردم به پیرمرد خرده گرفتند که چرا پسر نوجوانت را پیاده می‌بری و خود سواره‌ای! لقمان پیاده شد و پسرش را بر خر نشاند. در دِهی دیگر، باز به او خُرده گرفتند که تو پیری و پسرت جوان است، چرا چنین کرده‌ای؟ هر دو پیاده رفتند و باز مردم مسخره‌شان کردند. خر را بر دوش گرفتند و بدتر شد. آنگاه لقمان پسرش را اندرز داد که کاری به سخن مردم نداشته باش و هر کاری را که درست است، انجام بده. مردم هر کاری کنی، بر تو خُرده می‌گیرند.شما هر کاری کنید مردم حرفشان را می زنند.اگر فکر می‌کنید الان هم در مورد شما نظرات مثبت و مفی زیادی را صادر نکردند سخت در اشتباه هستید.

 

پاداش برای رفتارهای اشتباه

وقتی ما بهخاطر اشتباهایی که انجام می‌دهیم، پاداش می‌گیریم، معلوم است که دوست نداریم آن‌ها را کنار بگذاریم؛‌ مثلاً به آدم بی‌زبان و خجالتی می‌گویند «آدم محجوب!». خُب این فرد تا زمانی که از جامعه پاداش می‌گیرد، قطعاً علاقه‌ای به ترک یا تغییر این رفتار ندارد یا شخص خشک، سرد، تلخ و اخمویی که مردم به او می‌گویند «باجذبه»، چرا باید خودش را تغییر دهد؟
گول حرف مردم را نخورید! به قول لقمان، درِ دروازه را می‌شود بست؛ ولی درِ دهان مردم را نمی‌شود. نه از تعریفشان خوشتان بیاید و نه از زخم زبانشان ناراحت شوید.فرد نخبه کاری که فکر می‌کند درست است انجام می‌دهد و کاری با نظر مردم ندارد.

 

به فکر مرگ نیستیم

فکر می‌کنیم تا ابد زنده‌ایم و همیشه برای موفق شدن، تغییرکردن و برنامه‌ریزی‌کردن وقت داریم.
نمی‌خواهم شعار بدهم؛ ولی فکر کنید فردا آخرین روز زندگی‌تان است! چه کار می‌کنید؟ چه جوری زندگی می‌کنید؟ این حرف استیو جابز، مؤسس شرکت اپل و خیلی از آدم‌های بزرگ تاریخ است. آنها به این حرف ایمان دارند. اگر می‌خواهید واقعاً به فکر بیفتید، سری به قبرستان بزنید و از بازماندگان بپرسید کسی که برایش گریه می‌کنند، می‌دانست آن روز می‌میرد؟
همیشه برای تغییر وقت ندارید! می‌دانم در ابتدا برایتان سخت و دشوار است؛ اما برای لذت بردن از زندگی باید طعم رسیدن به اهدافمان و موفق شدن را بچشیم.

 

نویسنده✍🏼منبع📑
بهامین دادرسبرداشت شخصی از کلاس انسان موفق دکتر شاهین فرهنگ

5 نظرات
  1. علی می گوید

    سایت فوق العاده ای دارید و اینکه برای جوانان رایگان وقت میزارید خیلی عالیه و واقعا ممنونم👌🏼
    فقط خیلی خوب بود اگه در مقاله لینک میزاشتید و پادکست هایی که در پادکست بهش اشاره میکنید رو لینک میدادید.

  2. […] چرا موفق نمی‌شوم؟ […]

  3. محمد متين می گوید

    سلام واقعا حرفاتون باعث دلگرمي ميشه وقتي من ميبينم چقدر در مورد زندگي اشتباه فكر ميكردم ولي با حرفايي شما دارم تغيير ميكنم و تصميم گرفتم ك اونارو تو زندگيم أجرا كنم من خيلي دنبال اين موفقيته بودم ولي هيچ جا مثل سايت شما انقد منظم نديدم واقعا همه چي ب ترتيب و مرحله ب مرحله داره من رو ب سمت موفقيت ميبره واقعا مرسي! (؛

    1. Mr.Mosbat می گوید

      سلام.خدارو شکر انشالله در آینده اتفاق های بهتری هم خواهد افتاد♥

  4. شهلا می گوید

    چقدر خوب مینویسید…ممنون…با همین فرمون برید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code